هستی نفس مامان وباباهستی نفس مامان وبابا، تا این لحظه: 10 سال و 6 ماه سن داره
مامانی طیبهمامانی طیبه، تا این لحظه: 33 سال و 10 ماه و 28 روز سن داره
بابایی مرتضیبابایی مرتضی، تا این لحظه: 37 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

هستی فرشته کوچک ما

دوباره اومدم

سلام به روی ماه دختر قشنگم که امید زندگیه منه سلام به دوستای گلم که کم لطفی کردم ویه مدت نبودم که ازشون سر بزنم دلم برای همه ی مامانا ونی نی های خوشگلشون تنگ شده ماکه حالمون خیلی خوبه امیدوارم شماهاهم خوب وخوش و سلامت باشید. دخترم حسابی بلبل زبون شده الان دقیقا 1 سال و 10 ماه و 7 روزشه امیدوارم بتونم زود به زود پست بذارم و درکنارشما دوستای گلم روزای خوبی رو داشته باشم. دختر عزیزم وهمسر مهربونم خیلی دوستون دارم اینم یه عکس جدید از هستی جوووووونی      ...
5 مهر 1394

بدون عنوان

سلام به روی ماهت خوشگل مامان امیدوارم که همیشه خوب باشی ولبت خندون باشه واون اشکای قشنگتو نبینم ازین که تورو دارم روزی صدهزاربار خدای مهربونو شکرمیکنم. عزیزترازجونم هرچقدراز حرف زدنت بگم کم گفتم خیلی چیزارو یادگرفتی وخودت میگی وخیلی واضح میگی و نیازی نیس که مامانی واسه دیگران ترجمه کنه. جیگرم یه دوسه هفته ای میشه که از پوشک گرفتمت یعنی توی خونه دیگه پوشکت نمیکنم اما بیرون یا جای دیگه هنوز جرات نمیکنم پوشکت نکنم البته ناگفته نماند خودت 6یا 7 بارمیگی وچون درحال بازی کردن فراموش میکنی من یادآوری میکنم.وقتی جیش داری میگی ( جیش دائَم ) و وقتی بهت میگم دیگه جیش نداری چون هنوز فعل هارو خوب نمیدونی میگی ( جیش ن...
1 خرداد 1394

روزپدرمبارک

با پدرم جدول حل ميکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفيه... اتفاقا" دو حرف اولشم در اومده بود , يعني ب و الف يه دفعه پدرم گفت فهميدم عزيزم ميشه بابا با اينکه ميدونستم بابا ميشه ولي بهش گفتم نه اشتباهه گفت ببين اگه بنويسي بابا عموديشم در مياد ... ... ... ... تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم ميدونم ميشه بابا ولي ... اينجا نوشته چهار حرفي، ولي تو که حرف نداري ... همسرعزیزم روزت مبارک امسال دومین سالیه که پدرشدی و واقعا پدری فوق العاده مهربون وبا محبتی مطمئنم وقتی دخترمون بزرگ بشه به داشتن پدری مثل تو افتخارمیکنه خوشحالم که تورو دارم واینکه هیچوقت نذاشتی کمبودی تو زندگیم دا...
12 ارديبهشت 1394

این روزهای ما

سلام کلوچه ی خوشمزه مامان ببخشید که خیلی دیر اومدم به وبلاگت سربزنم قول میدم دیگه زود زود بیام از شیطنت های جوجویی بنویسم که انقدر شیرین وملوس شده. الهی دورت بگردم جیگرم خیلی قشنگ حرف میزنی مامانی تو پست بعدی تمام شیرین زبونیات ومینویسم گلم. عسلم الان دقیقا 1 سال و 5 ماه و 10 روزته آخراین ماه یعنی 28 شما واکسن 18 ماهگی داری نانازی امیدوارم که مثل واکسن های دیگت راحت باشه و اذیتت نکنه. یه چندتا عکس خوشمل از دخملی بذارم. این عکس واسه پارساله که میخواستیم بریم امامزاده داوود برف بازی وشما آماده رفتنی.              &n...
8 ارديبهشت 1394

فقط عکس

هستی جون وبابامرتضی مهربون( وای مامانی انقدرتکون میخوری نمیذاری عکس بگیرم)                         بالاخره اینجا آروم نشستی شیطون بلا                              قربون خانوم دکتر خوشگلم برم که داره صدای شکمشو گوش میده.                        &...
3 اسفند 1393

15 ماهگی عشق مامانی وبابایی

سلام آلوچه من لواشک من خوشمزه مامان دخترم هنوز باورم نمیشه که یک سال وسه ماهه که مادر شدم و تو درکنارمی و وجود نازنینت آرامش بخشه منه مادرشدن حس عجیب وقشنگیه که امیدوارم هرکسی که آرزوی مادرشدن داره هرچه زودتربه آرزوش برسه آمیییییییین.                                        جیگرم شما عاشق گلی وقتی که 7 ماهت بود ومامانی به رحمت خدا رفت هروقت میرفتیم بهشت زهرا و واسه مامانی گل میبردیم شما یه گل میگرفتی دستت وچندساعت...
28 بهمن 1393

دختربازیگوش من

سلام یکی یدونه مامان سلام نازدونه من. فدای پرنسسم بشم که انقدر قشنگ با مامانش حرف میزنه. گلم کلمه های ( ماست و آش ) ومیتونی بگی هروقت گرسنه میشی میگی ( آش بده ) یا میگی ( ماشت بده ).وقتیم خوراکی میبینی میگی ( بَه بَه بده ) مامانی دوغ خیلی دوس داری هروقت ببینی میگی ( دوغخخ ) آخرشو یه جوری میگی نمیتونم بنویسم آلوچه من. همه میوه هارو دوس داری اما به خیار خیلی علاقه داری البته بیشتر دوس داری با دندونات گازبزنی و تیکه تیکه کنی فکرکنم چون صدامیده خوشت میاد. وقتی موز میبینی میگی ( موژ بده ) یعنی من عاشق این ( بده ) گفتنتم هرچی میخوای یه ( بده ) بهش اضافه میکنی. همه غذاهارو میخوری ...
25 بهمن 1393